
چو شب تیره شد
- شاعر:
- فردوسی
- دوره:
- سدهٔ چهارم هجری
- Persian Desert Blues
موسیقی و صدا با هوش مصنوعی ساخته شده · شعر در مالکیت عمومی
شعر
شبی چون شبه روی شسته به قیر
نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر
سپاه شب تیره بر دشت و راغ
یکی فرش گسترده از پر زاغ
نه آوای مرغ و نه هرای دد
زمانه زبان بسته از نیک و بد
نبد هیچ پیدا نشیب از فراز
دلم تنگ شد زان شب دیریاز
مقدمهٔ داستان بیژن و منیژه · شاهنامهٔ فردوسی — داستان بیژن و منیژه، بخش ۱
دربارهٔ شعر
مشهورترین توصیف شب در ادبیات فارسی — مقدمهٔ داستان بیژن و منیژه در شاهنامهٔ فردوسی: «شبی چون شبه روی شسته به قیر / نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر». سپاه شب فرشی از پر زاغ بر دشت و راغ گسترده، نه آوای مرغی و نه هرای ددی — تا دل شاعر از آن شبِ دیریاز تنگ میشود و مهربانی چراغ میافروزد و داستان را پیش مینهد.
معنی و پیشینهٔ شعر
«شبی چون شبه روی شسته به قیر / نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر» — مقدمهٔ داستان بیژن و منیژه را زیباترین و معروفترین توصیف شب در ادبیات فارسی دانستهاند. فردوسی تصویر بر تصویر میافزاید: ماه با آرایشی دگرگونه و میانی باریک، سپهر چون پولادِ زنگارخورده به قیر اندوده، سپاه شب که فرشی از پر زاغ بر دشت و راغ میگسترد، و جهانی چنان خاموش که نه آوای مرغی برمیخیزد و نه هرای ددی، و نشیب از فراز پیدا نیست.
این مقدمه شخصیترین لحظهٔ سراسر شاهنامه نیز هست: شاعر که دلش از آن شبِ دیریاز تنگ شده برمیخیزد و مهربانِ سرای، چراغی «چون روز روشن» میافروزد، می و ترنج میآورد و پیشنهاد میکند داستانی کهن از دفتر پهلوی برخواند تا او به نظم درآورد: داستان بیژن و منیژه. همین قاب صمیمی — که در میان داستانهای شاهنامه یگانه است — بسیاری از پژوهشگران را بر آن داشته که بیژن و منیژه را از نخستین سرودههای فردوسی بدانند. در این نشست، آن تاریکی و چراغِ برابرش در قالب بلوز کویریِ فارسی بازخوانی میشود.
بشنوید