
هیچ مگو
- شاعر:
- مولانا
- دوره:
- سدهٔ هفتم هجری
- Neo-Radif Persian Electronic
موسیقی و صدا با هوش مصنوعی ساخته شده · شعر در مالکیت عمومی
شعر
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
من غلام قمرم · دیوان شمس تبریزی — غزل شمارهٔ ۲۲۱۹
دربارهٔ شعر
غزل شورانگیز مولانا در مقام تسلیم: «من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو». در حضور یار تنها سخن شمع و شکر — روشنی و شیرینی — رواست؛ باقی همه در خاموشی فرو میرود.
معنی و پیشینهٔ شعر
«من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو / پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو» از غزلهای شورانگیز دیوان شمس تبریزی است. مولانا جهان را به یک حضور فرومیکاهد: در برابر او تنها سخن شمع و شکر — روشنی و شیرینی — رواست و باقی همه باید در خاموشی فرو رود: «هیچ مگو».
قمر همان یار است — و برای مولانا از شمس تبریزی جدا نیست؛ همان که دیوان به نام اوست. در این نشست، غزل در قالب نئو-ردیف الکترونیکِ فارسی بازخوانی میشود و ترجیعِ «هیچ مگو» همچون ذکری تکرار میشود.
ردیفِ «هیچ مگو» خود استدلال شعر است: در غزل ۲۲۱۹ هر بیت با همین فرمان به خاموشی بسته میشود و غزل رفتهرفته خود را خاموش میکند. خاموشی امضای مولاناست — صدها غزل دیوان شمس با تخلص «خاموش» پایان میگیرد؛ چرا که نزد او واپسین منزلِ سخنِ عشق همانجاست که واژه از نفس میافتد.
بشنوید