همهٔ قطعه‌ها
خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش

خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش

شاعر:
مولانا
دوره:
سدهٔ هفتم هجری
  • Alt-Blues

موسیقی و صدا با هوش مصنوعی ساخته شده · شعر در مالکیت عمومی

شعر

خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش

بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

خنک آن قماربازی · دیوان شمس تبریزی — غزل شمارهٔ ۱۰۸۵

دربارهٔ شعر

ستایش مولانا از آن قماربازی که هر چه داشت باخت و جز هوس قماری دیگر چیزی برایش نماند — تسلیم بالاترین شرط است؛ باختن خویش برای بردن یار.

معنی و پیشینهٔ شعر

«خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش / بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر» از غزلیات دیوان شمس تبریزی است. مولانا قمار را — که در چشم اهل دنیا عین خسران است — به تصویر بی‌باکیِ عاشقانه بدل می‌کند: عاشق آن‌قدر خود را می‌بازد تا از «خود» هیچ نماند.

در منطق این غزل، باختن همان بردن است: هر که همه‌چیز را در راه یار ببازد، از همه‌چیز جز عشق آزاد می‌شود؛ و «هوس قمار دیگر» یعنی شوقِ باختنی دوباره. این نشست همین قمار قدسی را در قالب آلت-بلوز روایت می‌کند.

این بیت از غزل خود فراتر رفته است: تذکره‌های صوفیانه — از جمله ریاض‌العارفینِ رضاقلی‌خان هدایت — آن را در معرفی خودِ مولانا نقل کرده‌اند و «قمار عاشقانه» به تعبیری جاافتاده در زبان عرفانی فارسی بدل شده است. در غزل ۱۰۸۵ دیوان شمس، آنچه در میان است خودِ عاشق است و بُرد، همان «هوس قمار دیگر».

بشنوید

پلتفرم خود را انتخاب کنید

پیش‌نمایش0:00 / 0:30